تبليغاتX
ورزشی
ورزش
بازی ایتالیا و روسیه در سال ۲۰۰۵

والیبال یک ورزش گروهی است که در آن بازیکنان هر تیم در دوسوی یک تور قرار گرفته و سعی می‌کنند تا توپ را با گذراندن از تور در زمین تیم مقابل فرود آوردند.

والیبال در سال ۱۸۹۵ در کشور آمریکا متولد شد و شهرت جهانی آن پس از المپیک ۱۹۶۴ توکیو که برای اولین بار در برنامه بازی‌های المپیک قرار گرفت، فراگیر شده‌است.

والیبال تقریبا در تمام دنیا بازی می‌شود اما در شرق آسیا، برزیل، ایتالیا محبوب‌تر است. این رشته تقریبا برای تمام گروه‌های سنی مناسب است. انجام بازی والیبال فضای زیادی احتیاج ندارد و وسایل آن که شامل توپ و تور می‌باشد گران نیستند.

 تولد والیبال

والیبال ورزش مورد علاقه سربازها در جنگ جهانی دوم بود. ورزش والیبال که در ابتدا مینتونت (Mintonette) نامیده می‌شد در سال ۱۸۹۵ - یعنی چهار سال پس از تولد بسکتبال - توسط فردی بنام ویلیام جی. مورگان ابداع شد. مورگان متولد سال ۱۸۷۰ در شهر نیویورک بود که پس از تحصیل در کالج جوانان مسیحی مسئولیت تهیه برنامه‌های ورزشی برای سلامتی و تندرستی مردان به او واگذار شده بود.

او این بازی را با ترکیب بازی‌های بسکتبال، تنیس و هندبال ایجاد کرد و هدفش طراحی ورزشی بود که برای افرادی که تمایل به تحرک کمتری دارند، مناسب باشد.

قوانین بازی در ابتدا بسیار ساده بود چرا که بیشتر از آن که شبیه ورزش باشد، یک تفریح محسوب می‌شد اما به تدریج پس از آن که این ورزش در کشورهای دیگر – به خصوص فیلیپین - نیز علاقه‌مندانی یافت، لزوم تدوین قوانین رسمی برای آن احساس شد.

تور اولیه‌ای که برای این بازی در نظر گرفته شده بود با ایده از تنیس، ۲ متر انتخاب شد و با توپ بسکتبال شبیه به بازی هندبال انجام می‌شد. این ورزش تا سال ۱۹۰۰ توپ مخصوصی برای خود نداشت و با هر توپی - از جمله توپ بسکتبال – آن را بازی می‌کردند. هدف هر تیم آن بود که توپ را در زمین حریف فرود بیاورد و در این راه توپ در دست یاران خودی می‌چرخید. در سال ۱۹۱۲ امتیازهای هر گیم ۲۱ تعیین شد و ارتفاع تور نیز بیشتر شد.

فیلیپینی‌ها اولین قانون مدون برای این بازی را در سال ۱۹۱۶ تهیه کردند و به دنبال آن در سال ۱۹۲۸ اتحادیه والیبال ایالات متحده آمریکا تشکیل شد و به وضع قوانین این ورزش اقدام کرد.

 گاه‌نگاری تاریخ والیبال

 تاریخ والیبال

تحت تأثیر محبوبیت فراوان بسکتبال در بین عامه، مورگان تصمیم گرفت برای دانشجویان خود ورزشی را به وجود آورد که بازی از روی تور انجام گیرد و لذت بخش باشد. مورگان با استفاده از تویی توپ بسکتبال که به دلیل سبکی وزن، به دست‌ها آسیب نمی‌رساند، بازی را شروع کرد. با وجود این که به طور آهسته و کند از Y.M.C.A آغاز شد ولی طولی نکشید که در کلیه شهرهای ماساچوست و نیوانگلند عمومیت یافت. در اسپرینگ فیلد، دکتر ت. آهالستیگ با مشاهده بازی، مینتونت را به والیبال تغییر نام داد، زیرا قصد اساسی از بازی کردن، فرستادن و برگشت دادن (رد و بدل کردن) توپ از روی تور است که کلمه والیبال، در معنا، این نیت را مشخص می‌سازد. با اینکه والیبال در آغاز ورزشی سالنی بود و در محل‌های سرپوشیده انجام می‌شد و اساسا برای فعالیت‌های سرگرم کننده پیشه‌وران و تجار اختصاص یافته بود ولی کم‌کم به زمین‌های روباز کشیده شد و به عنوان یکی از فعالیت‌های جالب توجه تابستانی درآمد و به شدّت پیگیری می‌شد.

در آغاز برای بازی والیبال قوانین خاصی تدوین نشده بود، هر فرد و در هر کشوری به میل خود و به طریق مختلف با توپ بازی می‌کرد. رفته‌رفته والیبال در مناطق و نواحی مختلف جهان گسترش می‌یافت.

کم‌کم قوانینی برای این بازی وضع شد و روش‌ها و حرکات تکنیکی جایگزین حرکات قبلی گردید. در سال ۱۹۰۰ پذیرفته شد که امتیازات هر ست بازی ۲۱ پوئن (امتیاز) باشد. در سال ۱۹۱۲ سیستم چرخش به تصویب رسید. در سال ۱۹۱۷ پذیرفته شد که هر ست بازی ۱۵ امتیاز باشد. در سال ۱۹۱۸ تعداد بازیکنان هر طرف زمین ۶ نفر پیشنهاد شد، که مورد قبول عامه قرار گرفت. در سال ۱۹۲۱ موافقت شد که هر تیم با حداکثر سه ضربه توپ را به طرف دیگر بفرستد. در سال ۱۹۲۳ اندازه زمین بازی ۹×۱۸ متر تعیین شد.

به مرور در سال‌های بعد، قوانین فراوانی برای این بازی وضع شد و در بسیاری از قوانین قبلی نیز تغییراتی حاصل گشت. هم‌اکنون نیز هر چهار سال یک بار در کنگره جهانی والیبال تغییراتی در قوانین بازی به تصویب می‌رسد. از جدیدترین و مهمترین قوانین مانند تغییر روش امتیازگیری به رالی، سقف امتیاز ۲۵ برای ست‌های اول، دوم، سوم و چهارم و امتیاز ۱۵ برای ست پنجم و افزودن بازیکن آزاد،

اولین کشور خارجی که والیبال را پذیرفت، کشور کانادا و به سال ۱۹۰۰ بود. اساسا نهضت Y.M.C.A (سازمان جوانان مسیحی) در معرفی این ورزش به دیگر کشورهای جهان و گسترش آن، سهم فراوانی دارد.

بازی والیبال در پایان سال ۱۹۰۰ به هندوستان و در سال‌های ۱۹۰۵ به کوبا، ۱۹۰۹ به پورتوریکو، ۱۹۱۰ به فیلیپین، ۱۹۱۲ به اورگوئه، ۱۹۱۳ به چین و ۱۹۱۷ به ژاپن و به تدریج از سال ۱۹۱۴ به بعد توسط سربازان آمریکایی و مستشاران و اشخاص دیگر به کشورهای اروپایی از قبیل فرانسه، چکسلواکی، لهستان، شوروی، بلغارستان معرفی شد و گسترش یافت.

پذیرش این ورزش در اروپا در ابتدا کند بود. فرانسه، چکسلواکی و لهستان سه کشوری بودند که قبل از دیگران اقدام به تشکیل فدراسیون ملی والیبال در کشور خود نمودند. شوروی که در سال ۱۹۲۳ اقدام به تأسیس انجمن ملی والیبال نمود، برای پیشرفت و دگرگونی آن فعالیت زیادی به عمل آورد. شوروی از کشورهایی است که در پیشرفت تکنیک و تاکتیک والیبال و تنظیم قوانین در جهان سهم به سزایی دارد و همواره از قدرت‌های بزتر این ورزش بوده‌است.

کشورهای فرانسه، چکسلواکی و لهستان پس از تشکیل فدراسیون ملی مصمم شدند که با کمک کشورهای دیگر فدراسیون جهانی والیبال را تأسیس نمایند و در سال ۱۹۳۶ به هنگام بازی‌های المپیک در برلین آلمان در این زمینه فعالیت زیادی نمودند ولی با آغاز جنگ جهانی دوم و طغیان آن در اروپا اقدامات آنان متوقف شد. به طور کلی تغییرات و پیشرفت والیبال را می‌توان به سه دوره تقسیم نمود، دوره اول از سال آغاز تا سال ۱۹۱۸، دوره دوم از سال ۱۹۱۹ تا سال ۱۹۴۶ و دوره سوم از سال ۱۹۴۷ به بعد که تغییرات و پیشرفت اساسی والیبال در دوره سوم صورت پذیرفته‌است. پس از جنگ جهانی دوم، فعالیت‌های فراوان برای حرکت جدید به والیبال مجدداً آغاز شد و اولین مسابقه بین‌المللی در قاره اروپا بین تیم‌های ملی فرانسه و چکسلواکی در پاریس برگزار گردید. و در آوریل ۱۹۴۷ کنگره‌ای با شرکت نمایندگان چهارده کشور از سراسر جهان در پاریس برگزار و موافقت شد که فدراسیون بین‌المللی والیبال (F.I.V.B) در پاریس تشکیل شود و پل لیبود فرانسوی به عنوان اولین رئیس انتخاب شود.

امروزه این فدراسیون حدود ۲۱۷ کشور عضو دارد (سال ۲۰۰۷) و بیش از ۲۰۰ میلیون نفر از مردم جهان والیبال بازی می‌کنند. اولین رئیس فدراسیون جهانی والیبال پل لیبود تا سال ۱۹۸۴ (یعنی ۳۷ سال) ریاست را برعهده داشت.

پس از تأسیس فدراسیون جهانی والیبال، کمیته‌های مختلفی در داخل آن به وجود آمد و برنامه مسابقات رسمی جهانی تنظیم و آغاز شد. در سال ۱۹۴۹ اولین دوره مسابقات جهانی والیبال برای مردان در پراگ و در سال ۱۹۵۲ دومین دوره مسابقات جهانی مردان و اولین دوره مسابقات جهانی زنان در مسکو برگزار شد. برنامه این مسابقات بطور منظم هر چهار سال یک بار تاکنون در کشورهای مختلف انجام شده‌است.

در سال ۱۹۶۴ مسابقات والیبال مردان و زنان به برنامه بازی‌های المپیک ۱۹۶۴ توکیو اضافه شد. علاوه بر مسابقات قهرمانی جهان و المپیک، مسابقات والیبال مردان و زنان در سراسر جهان با عنوان‌های جام جهانی، لیگ جهانی، قهرمانی اروپا، پان آمریکن، قهرمانی آسیا، بازی‌های آسیایی، والیبال ساحلی، یونیور سیاد، قهرمانی آفریقا، ارتش‌های جهان، گراندپری زنان، راه‌آهن‌های جهان، قهرمانی ناشنوایان، قهرمانی معلولین، پارالمپیک معلولین، قهرمانی کشورهای عربی، چهار تیم برتر، جایزه بزرگ، ستاره‌ها و تورنمنت‌های جهانی و دوستانه و غیره در گروه‌های سنی نوجوانان، جوانان و بزرگسالان بطور منظم انجام می‌شود. در تاریخچه والیبال جهان باید کشور ژاپن را به عنوان دگرگون کننده تکنیک‌ها، تاکتیک‌ها و آمادگی جسمانی در والیبال معرفی نمود (دگرگون کننده در سرویس، ساعد، انواع تاسخ‌ها، توپ‌گیریخ و انواع آبشارهای سرعتی با پاس‌های کوتاه الف و ب و ترکیبی و به ویژه بدنسازی).

 قوانین و مقررات

 زمین بازی

ابعاد زمین والیبال
  • طول زمین ۱۸ و عرض آن ۹ متر می‌باشد و فارغ از هر گونه برجستگی یا فرورفتگی است.
  • زمین توسط خطوطی به عرض ۵ سانتیمتر علامت گذاری می‌شود. این اندازه‌گیری از گوشه زمین است.
  • خطی به عرض ۵ سانتیمتر میان خطوط کناری در زیر طور کشیده شده‌است و زمین را به دو قسمت مساوی تقسیم می‌کند و به اسم خط مرکزی شناخته می‌شود.
  • خطوطی به طول ۹ و عرض ۵ سانتیمتر در ۳ متری خط مرکزی بطور موازی کشیده شده‌است و به عنوان خط پایان شناخته می‌شود. منطقه حمله به خط مرکزی محدود است.
  • در هر قسمت زمین، منطقه سرویس توسط دو خطوط به طول ۱۵ و عرض ۵ سانتیمتر مشخص شده و در بیست سانتیمتری خط پایان و عمود بر آن قرار گرفته‌است. یکی از این خطوط در امتداد خط کناری و دیگری در ۳ متری سمت چپ خط کناری راست قرار گرفته‌است.
  • حداقل درجه حرارت زمین سرپوشیده ۱۰ درجه‌است.

 تور

تور والیبال
  • طول تور ۵/۹ و عرض آن ۱ متر است. و از سوراخ‌های مربع شکلی به ضلع ۱۰ سانتیمتر تشکیل شده‌است. پارچه‌ای از جنس کتانی به ضخامت ۵ سانتیمتر به لبه بالایی تور دوخته شده‌است.
  • ارتفاع تور از مرکز زمین ۴۳/۲ متر است. تعیین ارتفاع تور برای خردسالان و نوجوانان به عهده مجمع ملی گذاشته می‌شود. هر دو انتهای تور از زمین به یک فاصله هستند و نباید حتی ۲ سانتیمتر بالاتر از اندازه مقرر باشند.
  • پارچه‌ای از جنس کتانی که عرض آن ۵ سانتیمتر بوده و سفید رنگ می‌باشد، در کناره‌های تور و عمود بر لبه‌های آن کشیده می‌شود.

 توپ

توپ به شکل کروی و از جنس چرم است و شامل توپی لاستیکی یا ماده‌ای از این قبیل می‌شود. قسمت رویی آن یک رنگ است و قسمت تویی نیز باید روشن تر باشد. *محیط: ۶۵ الی ۶۷ سانتیمتر

  • وزن: ۲۵۰ الی ۲۸۰ گرم

 تیم‌ها

  • هر تیم شامل ۶ بازیکن می‌شود.
  • سه بازیکن در خط جلو و سه بازیکن در خط عقب قرار می‌گیرند.
  • زمانی که توپ سرو می‌شود، سه بازیکن خط جلو باید در جلوی بازیکنان خط عقب قرار گیرند.
  • بازیکن از قطاع دایره سمت راست خط عقب با یک دست سرو می‌زند.
  • زمانی که توپ در زمین وارد می‌شود، بازیکنان می‌توانند برای پرتاب توپ به هر نقطه‌ای حرکت کنند، حتی اجازه دارند که برای جلوگیری از تماس توپ با زمین، به خارج از زمین بروند.

دو تیم ۶ نفری با یکدیگر روبرو می‌شوند. داور در بالای تور قرار گرفته و ناظر بر اجرای مسابقه بوده و سوتی در دست دارد. سرداور نیز مقابل او قرار می‌گیرد. در اینجا تیمی که سرویس را دریافت می‌کند، منتظر توپ می‌شود. بازیکنان در وضعیت آماده‌باش بوده و دست‌ها، انگشتان، بازوها و پاها در حالات مطلوب قرار می‌گیرند. بازیکنان در مرکز زمین می‌ایستند و در این محل بیشتر حمله‌ها شکل می‌گیرد، به طوری که یکی از آن‌ها در نزدیک تور ایستاده و بقیه بازیکنان فرم w را تشکیل می‌دهند.

 داورها و مسئولین

هر مسابقه ی والیبال دو داور اصلی دارد یکی داور اول که در بالای تور می باشد و دیگری داور دوم میباشد که روبروی داور اول می ایستد و در مواقعی خاص اجازه ی صوت زدن نیز دارد. چهار داور خط دور تا دور زمین والیبال می ایستند و با پرچم داور اول را در امر قضاوت یاری می دهند. دو داور هم پشت میز منشی هستند یکی داور منشی و دیگری هم کمک منشی که کار ثبت امتیازات ،تعوبض ها و اخطارها را بر عهده دارند. سرداور هم به عنوان ناظر می بایست در تمام دیدارها حضور داشته باشد.

حرکت توپ در هوا (والی)

دفاع سه نفره روی تور
  • پاس بالای سر، یکی از مشخص ترین عملیات والیبال است.
  • هرگز نباید به توپ مشت زد، بلکه باید آن را با دو دست پاس داد.پاس دادن از عقب نیز نشان‌دهنده همین عمل است.
  • پاس دادن، ست زدن و فرستادن توپ‌های بلند از بالای تور صورت می‌گیرد.
  • حرکت توپ در هوا در پرتاب آرام توپ از بالای تور اجرا می‌شود.
  • اگر قبل از تماس با توپ دست‌ها دور شوند، توپ به وسط پیشانی برخورد خواهد کرد.
  • همیشه باید به توپ نگاه کرد. ابتدا پاها را حرکت داده، آن‌ها را خم کرده و بدن را در زیر توپ قرار داد. به منظور حفظ تعادل و توازن یکی از پاها را به آرامی در جلوی پای دیگر قرار داده، زانوها را خم کرده و سپس باید تمام بدن را راست کرد. به عنوان یک قانون کلی شست‌ها را در حالت اشاره به طرف عقب و بینی نگهدارید. بازوها را راحت قرار داده و تا آن جایی که امکان دارد حرکات را بسیار ساده انجام داد. شست و دو انگشت اول به این عمل قدرت بخشیده و بقیه انگشتان به آن جهت می‌دهند.
  • بهترین و معمول ترین مرحله والیبال (حرکت توپ در هوا) می‌باشد. برخی معتقدند که برای شروع تمرینات می‌توان از بادکنک استفاده کرد. تمرین پرتاب توپ پس از پرش برای گرفتن آن بسیار موثر است و مفید. البته همیشه پس از رسیدن توپ به نقطه اوج این عمل را انجام ندهید

 سرویس

بازیکن در حال زدن سرویس
  • سرویس عملی است که به منظور وارد کردن توپ در بازی به کار می‌رود.

در هنگام سرویس زدن باید به نکات زیر توجه کرد : ۱- هنگام ضربه زدن به توپ (سرویس)حتما باید توپ را به اندازه کافی و به دور از هر دودست پرتاب کرد و با یک دست به توپ ضربه زده شود. ۲- هنگام سرویس زدن نباید پاها را روی خط و یا درون زمین خودی قرار داد و باید از خط فاصله داشته باشد. ۳- توپ حتما باید از تور عبور کرده و درون زمین حریف پرتاب شود (قبلا اگر هنگام سرویس زدن توپ به تور برخورد می‌کرد خطا محسوب می‌شد ولی در حال حاضر خطایی محسوب نمی‌شود.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390ساعت 14:0  توسط محمد فریدونی  | 

کوبی بین برایانت (زادهٔ ۲۳ اوت ۱۹۷۸) بسکتبالیست برجستهٔ آمریکایی، در پست Shooting Guard برای تیم لس آنجلس لیکرز بازی می‌کند و همواره یکی از ارکان مهم تیم ستارگان All Star بوده است (تیم ستارگان متشکل از برجسته ترین بازیکنان لیگ ان بی ای است و اعضای این تیم با توجه به عملکرد بازیکنان، هر سال تغییر می‌کند.). او به همراه شکیل اونیل، با تیم لیکرز به ۳ قهرمانی، از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲ دست یافت. بعد از جدا شدن شکیل اونیل از تیم لیکرز (فصل ۰۴-۲۰۰۳)، کوبی پایهٔ اصلی تیم لیکرز به حساب می‌آید. کوبی در سال ۲۰۰۶، در مقابل تیم تورنتو رپتورز، با وارد سبد کردن موفقیت آمیز ۸۱ توپ، بعد از ویلت چمبرلین، بیشترین امتیاز در یک بازی را به دست آورد که رکورد تازه‌ای در تاریخ ان بی ای به حساب می‌آید. کوبی برایانت در فصل ۰۸-۲۰۰۷ به عنوان بهترین بازیکن (MVP) ان بی ای انخاب شد و در همان سال، تیم لس آنجلس را به فینال این رقابت ها رساند و همچنین با تیم بسکتبال ایالات متحده آمریکا، قهرمان المپیک شد. وی در تمام مسابقات All Star شرکت داشته و در سال های ۲۰۰۲، ۲۰۰۷ و ۲۰۰۹ به عنوان بهترین بازیکن این رقابت ها انتخاب شده است. اسم مستعار او مامبای سیاه است.

 سال های اولیه

کوبی برایانت در فیلادلفیا، پنسیلوانیا به دنیا آمد. او سومین و کوچک ترین فرزند جو برایانت، بازیکن بسکتبال سال های دور تیم فیلادلفیا 76ers و سرمربی تیم لس آنجلس سپارکس است. جو برایانت در ادامهٔ فعالیت خود به عنوان بسکتبالیست حرفه‌ای همراه با خانواده اش به ایتالیا رفت و کوبی در این مدت به دو زبان ایتالیایی و اسپانیایی مسلط شد. کوبی هر تابستان به آمریکا بر می گشت تا در لیگ تابستانی بسکتبال شرکت کند. او از سه سالگی بسکتبال بازی می‌کرد و در مدت زمانی که در ایتالیا زندگی کرد، به فوتبال هم روی آورد. خود او گفته است که اگر در ایتالیا می ماند، حتما به یک بازیکن فوتبال تبدیل می‌شد. کوبی به تیم های آث میلان و بارسلونا علاقهٔ بسیاری دارد. مربی فوتبال مورد علاقهٔ او فرانک رایکارد و فوتبالیست مورد علاقهٔ او رونالدینیوست. کوبی به همراه خانواده اش در سال ۱۹۹۱، به آمریکا بازگشت.

 دوران دبیرستان

درخشش کوبی برایانت در تیم دبیرستان لوِر مِریان، در فیلادلفیا، باعث شناخته شدن وی در آمریکا شد. مربی تیم سال دوم او پدرش، جو برایانت بود. کوبی در کمپ آدیداس در کنار هم تیمی آیندهٔ خود یعنی لمار اودم بازی کرد و برندهٔ جایزهٔ بهترین بازیکن کمپ در سال ۱۹۹۵ شد. او دوران حرفه‌ای خود در دبیرستان را با جوایز بسیاری از جمله؛ بهترین بازیکن رقابت های دبیرستانی و جایزهٔ All American مک دونالدز به پایان رساند. معدل کوبی برای راهیابی به بهترین دانشگاه‌های آمریکا مناسب بود ولی او، تصمیم گرفت که به لیگ حرفه‌ای ان بی ای بپیوندد.

 لیگ حرفه‌ای ان بی ای

۱۹۹۶

کوبی برایانت در این سال به تیم شارلوت هورنتز پیوست ولی بلافاصله مربی وقت تیم لس آنجلس لیکرز، جری وست او را در عوض مدافع قدرتمند خود یعنی ولید دیواچ به تیم لس آنجلس لیکرز آورد.

 سه سال اول - ۹۹-۱۹۹۶

Kobe Bryant Free Throw.jpg

کوبی در اوایل سال اول چندان به بازی گرفته نشد اما با گذشت زمان، او به تیم اول لس آنجلس لیکرز راه یافت و به عنوان جوان ترین بازیکن ان بی ای معرفی شد (بعدها هم تیمی او اندرو باینُم این رکورد را شکست.). کوبی در سال ۱۹۹۷ با پیروزی در مسابقات Slam Dunk ، طرفداران زیادی پیدا کرد. او با از دست دادن موقعیت های حساس در بازی های مهم، فصل را با ناکامی به پایان رساند ولی هم تیمی وقت کوبی، شکیل اونیل از او حمایت کرد؛ شکیل در این باره می‌گوید: "کوبی تنها کسی بود که جرأت پرتاب توپ را در شرایط حساس داشت."

فصل دوم برای کوبی بهتر آغاز شد. او در این فصل بیشتر به کار گرفته شد و با بازی های درخشانش، به تیم ستارگان راه پیدا کرد. بدین ترتیب نام کوبی به عنوان جوان ترین بازیکن تیم ستارگان در تاریخ ان بی ای به ثبت رسید.

کوبی برایانت در فصل سوم در همهٔ بازی های تیم لس آنجلس لیکرز حاضر بود. دست اندر کاران این تیم که از بازی وی بسیار راضی بودند، با کوبی قراردادی به ارزش ۷۰ میلیون دلار برای شش سال به امضا رساندند. نحوهٔ بازی کوبی اعجاب برانگیز بود چون به بازی بزرگانی چون مایکل جردن و مجیک جانسون شباهت زیادی داشت. کوبی به همراه تیم لس آنجلس لیکرز به نیمه نهایی مسابقات ان بی ای راه یافت ولی این تیم در مصاف با تیم سن انتونیو سپرز مغلوب شد.

سال‌های قهرمانی - ۲۰۰۲-۱۹۹۹

با به روی کار آمدن سرمربی جدید، فیل جکسن، تیم لس آنجلس لیکرز متحول شد. کوبی برایانت و شکیل اونیل زوج غیرقابل مهاری را تشکیل داده بودند و همین باعث قهرمانی تیم لس آنجلس لیکرز در سه سال پیاپی یعنی سال‌های ۲۰۰۰، ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲ شد.


Kobe Bryant Washington.jpg

کوبی فصل ۲۰۰۰-۱۹۹۹ را با مصدومیت آغاز کرد. او در یکی از بازی های پیش فصل (آمادگی)، مقابل تیم واشنگتن ویزاردز، از ناحیهٔ سر دچار مصدومیت شد و به همین دلیل، شش ماه از میادین دور بود اما با بازگشت او تیم لس آنجلس لیکرز به ۶۷ برد دست بافت و رکورد جدیدی در تاریخ لیگ ان بی ای ثبت کرد. در این فصل، شکیل اونیل بهترین بازیکن ان بی ای شناخته شد.

کوبی برایانت در بازی دوم فینال سال ۲۰۰۰، از ناحیهٔ مچ پا مصدوم شد و تا بازی چهارم تیم لس آنجلس لیکرز را همراهی نکرد ولی بازگشت طوفانی او منجر به قهرمانی تیم لس آنجلس لیکرز شد. این اولین قهرمانی این تیم بعد از دوازده سال به شمار می‌آمد.


کوبی در فصل ۲۰۰۱-۲۰۰۰ بهتر از فصل پیش بازی کرد. تیم لس آنجلس لیکرز به راحتی به بازی های حذفی (Playoffs) راه یافت و برای دومین سال پیاپی قهرمان ان بی ای شد. به گفتهٔ شکیل اونیل، کوبی بهترین بازیکن آن فصل ان بی ای بود.


تیم لس آنجلس لیکرز در فصل ۲۰۰۲-۲۰۰۱ باز هم به فینال مسابقات ان بی ای راه یافت و با درخشش کوبی برایانت، برای سومین بار پیاپی قهرمان شد. کوبی در مجموع ۸۰ بازی برای این تیم انجام داد و با وارد سبد کردن توپ ها در شرایط فوق العاده حساس، بازیکن Clutch (یعنی بازیکنی که در شرایط حساس، بتواند توپ های سرنوشت ساز را وارد سبد کند) لقب گرفت.

 سال های پس از قهرمانی ۲۰۰۴-۲۰۰۲

فصل ۲۰۰۳-۲۰۰۲ یکی از بهترین فصل ها برای کوبی برایانت بود. او در ۹ بازی پیاپی بیشتر از ۴۰ امتیاز گرفت و تیم لس آنجلس لیکرز به راحتی به مسابقات حذفی ان بی ای راه پیدا کرد اما در نیمه نهایی مقابل تیم سن آنتونیو اسپرز که در آن سال قهرمان ان بی ای شد، شکست خورد.


تیم لس آنجلس لیکرز برای جبران ناکامی فصل پیش، کارل ملون و گری پیتون، دو بازیکن از بهترین بازیکنان آن زمان لیگ ان بی ای را به خدمت گرفت تا بتواند بار دیگر برای قهرمانی تلاش کند. قبل از شروع فصل ۲۰۰۴-۲۰۰۳، کوبی برایانت به تجاوز جنسی متهم و دستگیر شد. به همین دلیل بسیاری از بازی های شروع فصل را از دست داد اما با وجود این تیم لس آنجلس لیکرز به فینال مسابقات ان بی ای راه یافت. در بازی فینال که در مقابل تیم دیترویت پیستونز انجام شد، در نهایت تیم لس آنجلس لیکرز با یک برد و چار باخت مغلوب شد.

در پایان این فصل، فیل جکسن از سمت خود برکنار و مربی گری تیم لس آنجلس لیکرز به رودی تامیانوویچ واگذار شد. شکیل اونیل به خدمت تیم میامی هیت درآمد و در عوض، لمار اودم، کرول باتلر و برایان گرنت ار تیم میامی هیت به لس آنجلس لیکرز پیوستند. کوبی برایانت از طرف تیم لس آنجلس کلیپرز پیشنهادهایی داشت اما در نهایت باعقد قراردادی هفت ساله در تیم لس آنجلس لیکرز باقی ماند.

 پس از جدا شدن شکیل اونیل از تیم - ۲۰۰۷-۲۰۰۴

در فصل ۲۰۰۵-۲۰۰۴، کوبی برایانت به دلیل اتفاقات فصل پیش، مورد انتقاد شدید قرار گرفت. یکی از این منتقدان، مربی پیشین او، فیل جکسن بود. فیل در کتاب خود؛ فصل پیش: تیمی در جست و جوی روح خود، کوبی برایانت را بازیکنی آموزش ناپذیر خواند و همین موضوع کمی از شهرت او کاست.

مربی جدید تیم لس آنجلس لیکرز، رودی تامیانوویچ، در اواسط فصل، %

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390ساعت 12:4  توسط محمد فریدونی  | 

راز مرگ بروس لی چه بود؟
شاید جوانان و نوجوانان امروز تنها نامی‌ از بروس لی شنیده اند. اما همه جوانان قدیمی ‌حدود ۳۰ الی ۴۰ سال پیش بروس لی را می‌شناسند. در آن زمان تعداد اکشن من‌ها و فیلم‌های زد و خوردی مانند امروز زیاد و متعدد نبود...

شاید جوانان و نوجوانان امروز تنها نامی‌ از بروس لی شنیده اند. اما همه جوانان قدیمی ‌حدود ۳۰ الی ۴۰ سال پیش بروس لی را می‌شناسند. در آن زمان تعداد اکشن من‌ها و فیلم‌های زد و خوردی مانند امروز زیاد و متعدد نبود. بروس لی یکی از کسانی بود که در آن زمان محبوبیت خاصی میان همه مردم داشت. فردی که دستهایش مانند تیغ عمل می‌کرد و در کاراته بازی شهرتی جهانی یافته بود. در آن دوران اکثر جوانان به ویژه پسرها اتاقهای خود را با عکسهایی از بروس لی تزئین می‌کردند. امروزه هنرپیشه‌هایی مانند جکی چان، آرنولد و... بسیار زیاد هستند. اما ۳۰ الی ۴۰ سال پیش چنین نبود. اکنون می‌خواهیم زندگی کاراته باز چند دهه پیش را برایتان بازگو نماییم. هم چنین درباره مرگ مشکوک او مطالبی بیان کنیم.

بروس لی (لی هسیا الانگ Lee Hsiaolung) در ۲۷ نوامبر ۱۹۴۰ در سان فرانسیسکو به دنیا آمد. مادر و پدرش هنگ کنگی بودند. پدرش خواننده اپرای چینیها بود. بروس یک سال داشت که به همراه خانواده اش به هنگ کنگ رفت. او در همان دوران کودکی به بازیگری علاقه زیادی داشت و کاراته را در آن زمان آموخت. ۶ ساله بود که در فیلم تولد انسان بازی کرد.

آخرین فیلمش نیز به سال ۱۹۷۳ بازی مرگ نام داشت که نیمه تمام ماند و از دنیا رفت. او فنون کاراته و کونگ فو را از استاد معروف ییپ کانگ آموخت. اما او قبل از این که نزد استاد برود خودش کاراته بازی می‌کرد. ولی تحت نظر استادان با تجربه در کاراته بازی بسیار خبره شد. ۱۹ سال داشت که هنگ کنگ را به قصد آمریکا ترک گفت و در دانشگاه واشنگتن در رشته فلسفه مشغول به تحصیل شد.

در کنار تحصیل در دانشگاه برای تامین معاش پیش خدمت یک رستوران شد و هم‌چنین مهارت‌هایش را به چند دانشجو می‌آموخت و پولی دریافت می‌کرد. او آن قدر مهارت داشت که کم کم توانست مدرسه‌ای دایر کند و در آنجا هنرجویان بیشتری را آموزش دهد. بسیاری از دانشجویان ژاپنی در سیاتل سعی داشتند که با بروس مبارزه کنند و او را از پای در آورند. اما در بیشتر مبارزات بروس برنده نهایی بود.

● ازدواج او

او در دانشگاه با لیندا آشنا شد و ازدواج کرد. حاصل ازدواجشان یک پسر بود که از لحاظ قیافه مانند چینی‌ها شبیه پدرش و از لحاظ رنگ پوست و مو مانند غربی‌ها که شبیه مادرش بود. نامش را براندون نهادند.

در واقع ترکیبی از دو نژاد چینی و غربی بود. آوازه شهرت کاراته بازی او در آمریکا پیچید و به دلیل داشتن سابقه بازیگری در دوران کودکی و نوجوانی، تهیه کنندگان فیلم در ‌هالیوود از او تقاضای بازی نمودند و او را اژدهای کوچک لقب دادند.

بسیاری از بازیگران مشهور ‌هالیوود می‌خواستند از او فنون کونگ فو یاد بگیرند. استیو مک‌کویین، جیمز کوبارن، لی ماروین از جمله کسانی بودند که با بروس آشنا شدند و از او مهارت‌هایی آموختند. بروس آنقدر هنرمند بود که در عرض مدت کوتاهی ستاره‌های سینماهای ‌هالیوود شد. در سال ۱۹۶۸ بار دیگر به هنگ کنگ رفت و در آنجا با استقبال مردم روبه رو شد.

او بعداز بازگشت از هنگ کنگ کتابی در زمینه مهارتهای کاراته نوشت. حرکاتی که او انجام می‌داد امروزه از آن حرکات الهام گرفته اند و در برنامه ریزی رباتها برای ساخت فیلمهای اکشن به کار می‌برند. هیکلی مانند آرنولد شوارزینگر نداشت او با قدی متوسط و جثه ای استخوانی اما قوی و ورزشکار می‌توانست مانند پروانه جست بزند و از سویی به سوی دیگر رود و در یک چشم به هم زدن رقیب خود را شکست دهد. او محبوب مردم بود و در آن زمان پیر و جوان در محافل از مهارتهای بروس صحبت می‌کردند.

نوجوانان و جوانان لباسهایی با تصاویر بروس و اژدها به تن می‌کردند و در دعواهایشان از فنون او که در فیلمهای سینمایی دیده بودند به کار می‌بردند. او چند ماه قبل از مرگش در فیلمی‌به نام ورود اژدها بازی کرد. بروس لی در فیلم ورود اژدها لباس سنتی چینی‌ها را به تن کرده بود و ۲۰۰ میلیون دلار به دست آورد. مرگ بروس لی رازی است که بر همگان پوشیده بود. هر کسی درباره مرگ بروس لی جوان عقیده ای داشت.

● شایعات پیش از مرگ او

بروس لی در سال ۱۹۷۳ در سن ۳۳ سالگی از دنیا رفت. او ۳۲ سال داشت که شایعه شد در آپارتمانش در هنگ‌کنگ خوابیده بود‌ه و ناگهان مورد اصابت گلوله‌ای قرار می‌گیرد. بروس لی این طور اظهار داشت. یک روز از سوی معتبرترین روزنامه هنگ‌کنگ به منزلم تلفن زده شد گوشی را برداشتم. خبرنگار روزنامه گفت می‌خواستم ببینم واقعا" بروس لی زنده است؟ من هم گفتم پس تو با چه کسی حرف می‌زنی؟ بله من زنده‌ام. من بروس لی هستم!

اما وقتی بروس لی واقعا" مرد، شایعه‌ها این طور پخش شد که بروس لی در هنگ کنگ به باج گیرها پول نپرداخته و توسط آنان ترور شد.

بسیاری از چینی‌ها معتقد بودند که بروس هنگام تمرین یکی از فیلمهایش مورد سوء قصد قرار گرفته است. در صحنه‌ای که قرار بوده با یک اسلحه قلابی به سوی بروس لی شلیک شود، اسلحه پر از گلوله بوده و بروس لی مورد اصابت گلوله قرار گرفته و کشته شده است. عده‌ای می‌گفتند هنگام تمرین استادش عصبانی شده و ضربه‌ای به سرش زده و او ضربه مغزی شده است. اما حقیقت چنین نبود. حال به تفصیل موقعیت زمان قبل از مرگ بروس لی را بازگو می‌کنیم:

● مرگ او

بروس لی به تومور مغزی دچار شده بود و هنگامی‌ که می‌خواسته برای تمرین فیلم بازی مرگ برود بی‌هوش شده و تلاش پزشکان بی نتیجه بود و تیم پزشکی بروس لی ۵ دلیل برای مرگ نابهنگام او ارائه دادند. یکی از دلایل اصلی مرگ زودرس بروس تورم و رشد یک غده در مغز او بود. به گفته همسرش لیندا، بروس با تهیه کننده فیلم ریموندجو در ساعدت ۲ بعدازظهر قرار داشت.

آن دو در مورد ساخت فیلم بازی مرگ با یکدیگر مشورت کردند و تا ساعت ۴ بعدازظهر با هم صحبت کردند و بعد به خانه بتی تینگچی بازیگر تایوانی الاصل که نقش اصلی زن فیلم بازی مرگ را داشت رفتند. بعد از ساعتی چو آنجا را ترک می‌کند و بروس و بتی با هم شام می‌خورند.

در آنجا بروس احساس سردرد می‌کند و بتی یک قرص Eguagesic (آسپرین قوی) به او می‌دهد. حدود ساعت ۷ شب بروس به خواب می‌رود. چو به خانه بتی تلفن می‌زند تا با بروس حرف بزند اما بتی می‌گوید بروس به خواب عمیقی رفته و نمی‌تواند او را بیدار کند. بلافاصله او را به بیمارستان می‌رسانند. پزشکان به معاینه دقیق می‌پردازند. او به کما رفته بود بعد از مدت کوتاهی نیز حتی نفس هم نمی‌کشید. پزشکان متوجه شدند که مغزش تورم دارد. وزن مغز او از ۱۴۰۰ به ۱۵۷۵ گرم رسیده بود.

هیچ یک از رگهای خونی بسته یا پاره نشده بود. تمام اعضا و جوارح بدن مورد معاینه قرار گرفته و کالبد شکافی شد. در معده‌اش همان قرص آسپرین قوی بود که بتی به او داده بود. علاوه بر این چند دانه شاهدانه در معده‌اش یافت شد که مشخص نشد این شاهدانه‌ها را از دست چه کسی خورده است. عده ای از پزشکان معتقد بودند که شاهدانه‌ها به زهر آغشته شده بود و همین امر سبب مرگ وی شده است. اما پزشک اصلی او معتقد بود که به دلیل خوردن آسپرین قوی، تومور فعال شده و مرگش فرار رسیده بود. در واقع چنین فردی با داشتن تومور مغزی نباید چنین آسپرینی مصرف می‌کرد.

همسرش لیندا می‌گفت: او هیچ گاه دوست نداشت عمر طولانی داشته باشد. زیرا او نمی‌توانست تحمل کند که قدرت بدنیش با کهولت سن روز به روز تحلیل رود. بروس لی می‌گفت اگر من باید فردا بمیرم هیچ شکایتی ندارم. من به آرزوهایم دست یافته ام و در دنیا آنچه را که می‌خواستم انجام داده ام. از زندگی انتظار بیشتری ندارم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390ساعت 12:4  توسط محمد فریدونی  | 

کریستیانو رونالدو زاده ۵ فوریه سال ۱۹۸۵ فوتبالیست پرتغالی است. او عضو تیم ملی فوتبال پرتغال و تیم باشگاهی رئال مادرید است.

 پیشرفت

‏۱۶ سالش بود که به عضویت اسپورتینگ لیسبون درآمد. رونالدو آنقدر خوب بازی می‌کرد ‏که در سال ۲۰۰۱ و با ۱۶ سال سن به تیم بزرگ سال اسپورتینگ را یافت. تابستان سال ۲۰۰۳ –وقتی او تنها ۱۸ سال داشت- برای اردوی تابستانی با تیمش به آمریکا رفته بود؛ او ‏در بازی دوستانه با منچستر خوب بازی کرد و فرگوسن را وادار کرد تا بگوید: «من این پسر ‏را می خواهم.» همان سال با حدود ۱۲ میلیون پوند به باشگاه منچستر یونایتد پیوست.‏

او به خوبی می‌داند که کار با مربی بزرگی چون فرگوسن عالی ترین عامل موفقیتش بوده ‏است. و همچنین به یاد دارد که وقتی سال اولش را در منچستر می‌گذراند؛ یک مربی ‏سختگیر و حامی بزرگ چون فرگوسن داشت.‏ رونالدو روز به روز رشد می‌کرد و بزرگتر می‌شد اما نمی‌توان نقش بازوبند کاپیتانی را ‏روی بازوی این بازیکن در تیم ملی پرتغال و در تجلی نبوغ این بازیکن انکار کرد. بعد از ‏خداحافظی فیگو در جام جهانی فوتبال ۲۰۰۶، لوییس فیلیپه اسکولاری بازوبند کاپیتانی را به او ‏داد؛ و کریستیانو رونالدو عصر جدیدی را با پیراهن تیم ملی کشورش آغاز کرد. او در ‏مسابقات مقدماتی یورو ۲۰۰۸ بازی های بسیار خوبی را از خود به نمایش گذاشت؛ ‏هرچند بازی ها در مرحله نهایی آن رقابتها به چشم نیامدند. رسیدن بازوبند کاپیتانی به او ‏درست یک روز پس از تولد ۲ سالگی اش بود و این اتفاق جالب در زندگی رونالدو به ‏شمار می‌رود. کارلوس سیلوا –رئیس وقت فدراسیون فوتبال پرتغال- ۲ روز پیش از مرگش ‏از اسکولاری خواسته بود که رونالدو را به عنوان کاپیتان معرف کند.

 ‏وارث ۷ طلایی

جورج بست اولین کسی بود که به شماره ۷ منچستر معنا داد. دیگر پشت پیراهن هر کسی ‏عدد ۷ دیده نمی‌شد. جالب اینکه او تنها کسی بود که قبل از رونالدو توپ طلایی را برده ‏بود. بعد از بست نوبت رسید به نام های بزرگ دیگری نظیر: برایان رابسون، اریک کانتونا و ‏دیوید بکهام. وقتی فرگوسن بکهام را عملا از الدترافورد اخراج کرد، شماره ۷ را به کریستیانو ‏رونالدو، بازیکن نوجوان و تازه وارد تیمش داد. خیلی ها آن زمان فکر کردند فرگوسن با این ‏کار می‌خواهد بکهام را در الترافورد از یادها بیرون برد.‏

 روحیه

یکی از اولین انتقاداتی که در اولین روزهای درخشش از او می‌شد، این بود که این بازیکن ‏روحیه یک فوتبالیست حرفه‌ای را ندارد. تندخویی و نداشتن کنترل روی اعصابش در زمین ‏مسابقه، شب نشینی های فراوان بیرون از زمین که فرگوسن را نگران کرده بود این روزها ‏از او سر نمی‌زند. به گفتهٔ فرگوسن «رونالدو از موفقیت لذت می‌برد و شاید تا ۶۰ ‏سالگی هم دنبالش باشد.» برای رسیدن به این موفقیت هم ابتدا باید روحیهٔ پیروزی ‏خواهی داشت.‏ رونالدو در یورو ۲۰۰۸ بازی های چندان خوبی از خود به جای نگذاشت؛ این بود که ‏بسیاری از افراد شانس ستارهٔ پرتغال را برای بردن توپ طلایی از بین رفته بدانند. او در ‏مسابقات تنها یک گل به ثمر رساند و تیم ملی پرتغال در یک چهارم نهایی خذف شد.‏ بازی های خوب فرناندو تورس و ایکر کاسیاس در تیم ملی اسپانیا نیز، شانس این دو را ‏برای رسیدن به توپ طلایی اروپا در سال ۲۰۰۸ بیشتر از رونالدو کرده بود.

 تکنیک

تکنیک را می‌توان با نگاه به بازی رونالدو تعریف کرد؛ نه فقط در حرکات پا به توپ و دریبل ‏زدن، بلکه در شوت های بیرون پا و نوک پا و دیگر تکنیک هایی که یک بازیکن کامل به آنها ‏نیاز دارد.‏ سبکی که کریس رونالدو بازی می‌کند؛ یا فرگوسن از او می‌خواهد، یک نوآوری در دنیای ‏مستطیل سبز به حساب می‌آید. او یک هافبک است ولی به واقع در تیم منچستر یونایتد ‏هیچ وظیفه یا پست خاصی برای او تعریف نشده. او به همان اندازه که وظیفه دارد گل ‏بزند، باید گل بسازد و همانقدر که باید دریبل کند، باید پاس بدهد.‏ حرکات او با توپ، پر است از ریزه کاری های زیبا و با ظرافت؛ پا عوض کردن های او خین ‏نفوذ از کناره ها، پاس های چیپ ناگهانی پشت سر مدافعان، پاسهای عمقی دقیق در ‏شرایط ی که با بدنش وانمود می‌کند که قصد فرستادن توپ به سمتی دیگر دارد و ‏بسیاری از حرکات دیگر که او را تبدیل به بازیکنی کرده که مهار او یعنی مهار یک تیم. ‏ میانگین مسافت در بازی هایی که رونالدو ۹۰ دقیقه در زمین است به ۱۱ کیلومتر ‏میرسد. البته در بسیاری از بازی ها حتی تا ۱۳ کیلومتر هم می‌دود.‏

اگر در بازی توپ به پایش بیفتد می‌شود حدس زد که تیمش یک شانس گلزنی بدست ‏خواهد آورد. اما نمی‌توان پیش بینی کرد که می‌خواهد خودش گل بزند یا اینکه قصد دارد ‏گل بسازد. اما در نهایت بهترین راه را انتخاب می‌کند.‏ شاید در رابطه با روبرتو کارلوس و شان رایت فیلیپس و دیگر بازیکنان پر سرعت، رونالدو ‏سرعت زیادی نداشته باشد؛ اما سرعت عمل او و قدرت تصمیم گیری اش در یک آن باعث ‏شده که او بهترین انتخاب ها را در آن لحظه داشته باشد.‏او از قدرت پا به توپ خوبی برخوبردار است.در کل او با زیکن حرفه‌ای ومحبوبی است.

 موفقیت

به عقیدهٔ تمام کارشناسان، رونالدو اصلی ترن بخش قهرمانی منچستر یونایتد در لیگ ‏قهرمانان ۲۰۰۸ اروپا بود. او در این مسابقات ۸ گل به ثمر رسانده و با حرکات غیر قابل مهار ‏خودش بیشترین نقش را در پیروزی های تیمش داشته است. با اینکه در بازی فینال یک ‏گل به ثمر رساند اما با مهار کردن ضربهٔ پنالتی رونالدو توسط پیتر چک-دروازه بان تیم ‏چلسی- آن روز می‌توانست بدترین روز او باشد. تا اینکه جان تری-مدافع و کاپیتان تیم ‏چلسی- پنالتی آخر را گل نکرد و دنیا دوباره به روی کریس رونالدو خندید. و منچستر ‏یونایتد بعد از ۹ سال بار دیگر لیگ قهرمانان اروپا را فتح کرد.‏ آمار گلزنی رونالدو در فصل ۲۰۰۸ - ۲۰۰۷ نه تنها برای یک هافبک تهاجمی بلکه برای یک ‏تمام کنندهٔ کلاسیک هم رویای بود. او با ۳۱ گل زده آقای گل آن فصل از لیگ برتر ‏انگلیس شد و کفش طلای اروپا را مقتدرانه به چنگ آورد؛ در حالیکه ۳۴ بازی بیشتر برای ‏منچستر به میدان نرفته بود و در نهایت با ۴۲ گل در ۴۹ بازی توپ طلای مجلهٔ فرانس ‏فوتبال را برد. تا پس از ۲-۳ فصل تلاش برای بردن یک عنوان معتبر فردی، به آرزویش ‏برسد.این ستارهٔ پرتغالی با ۴۴۶ امتیاز و با فاصلهٔ زیاد به نفر دوم که لیونر مسی از ‏بارسلونا-(با ۲۸۱ رای)بود، جایگاه اول را از آن خود کرد.‏ ‏ او سال گذشته(۲۰۰۷) نیز شانس زیادی برای بدست آوردن این عنوان داشت؛ اما کاکا ‏ستارهٔ برزیلی تیم باشگاهی میلان که با این تیم به قهرمانی اروپا رسیده بود،توپ ‏طلای سال ۲۰۰۷ اروپا را آن خود کرد. ‏


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390ساعت 22:34  توسط محمد فریدونی  |